مقاله سال ۲۰۱۳ نویسندهٔ NFT آلوگرند، PFPهای ژنراتیو را به «کشتیِ تزویس» تشبیه میکند.

مقاله سال ۲۰۱۳ نویسندهٔ آلوگرند دربارهٔ سازندگان NFT، PFPهای ژنراتیو را «کشتیِ تزویس» میداند.
پارادوکس باستانی، بازسازی شده در پیکسلها
در سال ۷۵ پیش از میلاد، پلوتارک داستان کشتیای را ثبت کرد که تِسوس و جوانان آتن با آن از کرت بازگشتند؛ کشتیای که آتنیها با برداشته شدن تختههای پوسیده و «قرار دادن چوب جدید و قویتر در جای آنها» آن را برای قرنها حفظ کرده بودند. در نهایت، تمام اجزای اصلی آن جایگزین شده بود؛ آنچه باقی مانده بود، ایده، شکل و نام آن بود. پارادوکسِ پیدرپیِ «آیا چیزی که به این شکل بازسازی شده همچنان همان چیز است؟» از آن زمان به بعد متوجه بدنها و ذهنهای انسان، و همچنین دولتها و شرکتهایی شده است که اعضای و ساختارشان در طول زمان به طور کامل تعویض میشود.
بیش از دو هزار سال بعد، یک خالق NFT در آگوآراند که با نام HMP مینویسد، استدلال میکند که مجموعههای تصویر نمایهٔ ژنراتیو (PFP) کشتی تزویس مدرن هستند. این مقاله با عنوان «چرا مجموعههای NFT PFP ژنراتیو، کشتی تزویسِ کاملی هستند؟» که در ۵ آوریل ۲۰۲۳ در مدیم منتشر شد، پنج دقیقه طول دارد و برچسبهای NFT، هویت، جامعه، آگوآراند و فلسفه را دارد. بیوگرافی نویسنده او را خالق مجموعه NFT هامپلمن و سکهٔ موری توصیف میکند که «در وودشاپ بر روی بلاکچین آگوآراند کار میکند».
PFP ژنراتیو در واقع چیست؟
یک مجموعه ژنراتیو با یک هسته اصلی یا یک ایده واحد — یک حیوان، یک انسان، یا یک موجود خیالی — و مجموعهای از ویژگیها آغاز میشود. یک الگوریتم تصادفی این ویژگیها را به هزاران تنوع جابهجا میکند، بنابراین هر قطعه تولید شده منحصر به فرد است و در عین حال آشکارا از یک منبع ریشهدار است. در Algorand، این ساختار از پایهای فنی دقیق برخوردار است: یک توکن غیرقابل تعویض، یک [Algorand Standard Asset](/glossary/algorand-standard-asset "یک مکانیزم داخلی که به هر کسی امکان میدهد توکنهای جدید (مانند استیبل کوینها، توکنهای کاربردی، یا NFTها) را مستقیماً در لایه پایه Algorand ایجاد و صادر کند") (ASA) است، یک دارایی بومی لایه ۱ که در یک تراکنش واحد بدون قرارداد هوشمند ایجاد میشود و فیلد URL-اش معمولاً به آثار هنری در IPFS، شبکه ذخیره داده غیرمتمرکز مبتنی بر محتوا، اشاره میکند. از آنجا که هر تولید یک تراکنش ارزان است — هزینههای معمول آن بخش کوچکی از یک سنت است — جمعآوری هزاران قطعه از آن کار سادهای است.
هنگامی که HMP مجموعۀ PFP را «داراییهای خالص بلاکچین که به تصاویر میزبانی شده در IPFS اشاره دارند» توصیف میکند، در واقع به مکانیزم استاندارد الگوراند اشاره میکند، نه به یک استعاره. خودِ دفترکل نیز مانند کشتی رفتار میکند: هر بلوک بدون فورک شدن، آخرین بلوک را نهایی میکند و جایگزین میکند، بنابراین زنجیره همچنان یک رکورد پیوسته است که محتویات آن با گذر زمان به طور کامل تغییر میکند.
مطالعه موردی: اسکولی فرنس
مطالعه موردی این مقاله، اسکولی فرنس است؛ یک پروژه مبتنی بر جامعه در بلاکچین الگوراند که به گفته HMP، هنرمند ناشناسی دارد، هیچ مرجع مرکزی ندارد و تمام درآمدها و سودها به جامعه بازمیگردد. تصویر این مجموعه، یک بدن پیکسلکاری شده با سر شبیه به جمجمه است و مقاله آن را به چهار لایه تقسیم میکند.
| مفهوم | کاربرد در دنیای واقعی |
| 969 اسکلی فرنس، حاصل 70 ویژگی متنوع | بدنه اصلی کشتی: صدها نسخه تقریباً یکسان از یک مفهوم، هر کدام با ترکیبی از ویژگیهای متفاوت |
| 477 اسکلی گالز | ردهٔ همتای زنانه — گروه بزرگی دیگر با همان هویت مشترک |
| 1,400 اسکلی پِتس | بزرگترین رده، که جمع را فراتر از شخصیتهای انسانی میبرد |
| 51 فان فرنس | بخش اختصاصیتر، که کمیابسازیِ عمدی را به یک پروژهٔ متمرکز بر جامعه اضافه میکند |
این مقاله به طور همزمان به Frens و Gals اشاره دارد و مجموع آنها را ۱۴۰۰ NFT توصیف میکند، هرچند مجموع اعداد این دو سطح (۹۶۹ به علاوه ۴۷۷) در واقع به ۱۴۴۶ میرسد. این یک اشتباه کوچک در محاسبات است که در غیر این صورت در استعاره اصلی خود دقت زیادی به خرج داده بود.
هویت انتخاب شده، نه تعیین شده
اگر یک جامعه یک نهاد جمعی باشد، HMP استدلال میکند که فرنسها بخشهای قابل تعویض آن هستند — «نمونههای نیمهیکسان از یک ایده» — و هر دارندهای ادعا کرده است، «حتی اگر فقط برای مدتی باشد، یک هویت مشترک جدید، هویت یک اسکولی فرنس.»
شدیدترین تضاد این مقاله بین هویتِ داده شده به ما و هویتِ برگزیدهای است که خودمان انتخاب میکنیم. HMP مینویسد: در هنگام تولد، ما مجموعهای از صفات را از الگوریتم تصادفیِ DNA دریافت میکنیم، نامی از والدینمان، و هویت اجتماعی و محیطی را از مکانی، کشوری و حکومتی که در آن به دنیا میآییم، به ارث میبریم. آن هویت «انتخاب نمیشود؛ مانند یک خالکوبی یا یک علامت بر روی دام، بر ما نقش میبندد» و برای بسیاری تبدیل به یک نبردِ تمامعیار برای بازساختن آن میشود.
او ادامه میدهد: «برخی، مانند بسیاری از ما دگنسها که این را میخوانیم، تصمیم میگیرند هویت دیگری را برای خود کسب کنند؛ هویتای که خودمان بتوانیم برای آن تصمیم بگیریم: تغییر نام، تغییر ظاهر، فرصتی برای اینکه با ویژگیهایی که انتخاب میکنیم برای نشان دادن و محتوایی که انتخاب میکنیم برای ارائه، مورد استقبال و قضاوت قرار بگیریم، نه با دستوری که در زمان تولد به ما داده شده است.» «بنابراین، در این مورد، ما تصمیم میگیریم هویت اسکلی فرن را برگزینیم؛ یک نشان هویت مبتنی بر جامعه.»
HMP از تفسیر جمجمه خودداری میکند. او میپذیرد که «اسکولی از طبقه بندی آسان مقاومت میکند» و «یک تفسیر آماده از پیش تعیین شده» است — هرچند «این جمجمه از مرگ نمیترسد، این را با قطعیت میتوان گفت، و درباره دوستی است، تا آنجا که دوستی در یک جامعه وب ۳ وجود دارد.»
هولوگرام و کشتی زنده
قویترین تصویر در این مقاله هولوگرام است. هر اسکلی، به نوشتهٔ اچامپی، هم بخشی از کشتی است و هم کل کشتی — «مانند هولوگرامی که به قطعات کوچکتری شکسته شده باشد، هر قطعه تصویر کامل را نشان میدهد، هرچند با وضوح پایینتر.» وقتی اثر هنری یک اسکلی به مالک جدید منتقل میشود، مالک قبلی به یک تختهٔ قدیمی و دور ریخته تبدیل میشود و مالک جدید به بخشی تازه از کشتی تبدیل میشود. کشتیِ تزویس در این خوانش، نه از پیکسلها بلکه از مردم ساخته شده است: «یک ارگانیسم اجتماعی زنده که اعضای آن به عنوان قطعات قابل تعویض عمل میکنند.»
این مجموعه همان «کشتی تزو» در قالب خود است، همانطور که اچ.ام.پی آن را توصیف میکند. بدنه اصلی، ایده، شکل و هویت کشتی است؛ چه یک قطعهٔ جداگانهٔ خاص و کمیاب باشد و چه معمولی، همچنان یک اسکولی است. ویژگیها تفاوتها را در کل نشان میدهد — همانطور که ردههای نظامی، فرمهای یکسان اجباری مدارس و ژاکتهای سفارشی مد و راکرهای دههٔ ۱۹۶۰–۷۰ به مردم اجازه میدهد تا با حفظ بخشی از همان بدنه، فرم یکسان را به گونهای خاص و منحصر به فرد خود درآورند. کمیاب بودن را میتوان با تلاش به دست آورد، مانند ستارههای یک ژنرال؛ و منحصر به فرد بودن را میتوان با تخیل به دست آورد، مانند اسکوتر یک مد.
آنچه مقاله از آن صرف نظر کرده است
HMP «تخمینیزنی و معاملهگری» را به صراحت از آزمایش فکری خود کنار میگذارد؛ گزینشی قابل توجه در بازاری که در آن اغلب قیمت تعیین میکند چه کسی چه چیزی را در اختیار دارد و برای چه مدت. این همان معاملهنامهای است که خواننده باید آن را بسنجد: روایت «هویت و جامعه» تنها تا آنجا اعتبار دارد که دارندگان به جای معاملهگران، مانند اعضای جامعه رفتار کنند، و هیچ چیز در این مقاله نشان نمیدهد که آنها چنین رفتار میکنند. ادعای این که اسکولی فرنس درآمد حاصل از آن را به جامعه بازمیگرداند نیز صرفاً بیان میشود و به اثبات نرسیده است — نه خزانه، نه ساختار حکمرانی، و نه مکانیزم درون زنجیرهای توصیف شده است.
پلتفرم خودِ آن متواضع است و این را باید صریحاً بیان کرد. حسابِ «مدیوم»ِ «ایچامپی» هفت دنبالکننده دارد و به بیست و سه حساب دیگر دنباله داده است؛ تنها مطلبِ دیگرِ ضبط شدهٔ آن، یک پستِ تاریخدارِ آگوست ۲۰۲۴، در متنِ اصلیِ خود محتوای قابلتوجهی ندارد. این مقاله، کارِ اصلیِ آن حساب است. اگر در اواسطِ ۲۰۲۶ خوانده شود، بیش از سه سال قدمت دارد — کافی است که بر اساسِ شروطِ خودِ آن و مستقل از هر آنچه که بازارِ مجموعه پس از آن انجام داد یا نداد، داوری شود.
حکم
HMP نتیجه میگیرد: «با توجه به اینکه مجموعۀ NFT Generative PFP هم از نظر اعضای آن، جامعه و هویت مشترک و هم از نظر اینکه یک شیء بصریِ زیباییشناسانه از اطلاعات توزیع شده دیجیتال است، همان «کشتیِ تزویس» است، اکنون میتوان گفت که این قطعا همان «کشتیِ تزویس» کامل است.»
خواننده چه این حکم را بپذیرد یا نپذیرد، این تصویر با دوران خود همخوانی دارد. هویتها به راحتی مانند تختهها تعویض میشوند؛ جوامع با شکل، نه با محتوا، به هم متصلاند؛ همه چیز به طور مداوم و در ملاء عام، بر اساس زنجیرهای که هرگز از شاخهاش جدا نمیشود، بازسازی میشود. پس از همه این تعویضها، تنها سؤالی که باقی میماند همان سؤالی است که آتنیهای پلوتارک هرگز به آن پاسخ ندادند: آیا اصلاً آن کشتی همان کشتی بود؟
منبع
- HMP در مدیا
- چرا یک مجموعه NFT PFP ژنراتیو، همان کشتی تزویس است
- Algorand
- Memento Mori
- Asset 1018187012 · Allo | Allo.info
- Skuli Frens